ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
101
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
مىباشيد . و گاريت پادشاهى حاضر است . صاحبى ايلچى و مهمانداران روانهء دار الضيافه شدند . بهورود آنجا صاحب خانه و اشخاصى كه حضور داشتند ، در سر راه آمده ، رسم مهماننوازى و تعارف كلى بجاى آوردند . و در مكان خواص توقف كرده ، به دستور ايام پيش ، جمعى زنان و مردان با يكديگر رقص و گردش كرده ، و بعد در سر ميز رفته اقسام مأكولات موجود بود . صرف كردند « 1 » و بعد از آن هر يك بجاى خود رفته ، صاحبى ايلچى سوار و روانهء منزل گرديده ، استراحت كردند « 1 » ، و همچنين شبى از اين شبها در خانهء طور مصوف وعدهء ضيافت داشتند ، با همراهان و مهمانداران روانه شدند . در آنجا مقابل خانهء طور مصوف به فاصلهء يكصد قدم از شمع و چراغ به تركيب حصار قلعه و برج و بارو و كنگره و از يكظرف به تركيب طاقنما ، جائى ساخته بودند و چراغان كرده بودند . به قدر پانزده ذرع متجاوز طول ، و دوذرع و نيم بلكه سه ذرع ارتفاع از زمين داشت ، كه به همين تركيبات خاص ، نزديك بههم بهفاصله يك وجب شمع و چراغ روشن كرده بودند . از دور قلعهء خوبى كه بيرون آن طاقنما باشد مىنمود . بعد از ملاحظهء آن در خانه رسيدند طورمصوف با جمعى بزرگان سر راه آمده ، استقبال كرده ، داخل خانه و عمارات شدند . عمارات عالى و اطاقهاى رنگين طولانى ، در آنجا ملاحظه شد . اسباب و اثاث « 2 » بسيار از هر چيز به آئين خود در اطاقها گذاشته ، جمعيت ، زن و مرد از هر جا و هر ضيافت بيشتر بود . اما رقص كردن و بال و نشستن سر ميز ، و اسباب ميز و صرف كردن غذا و ساير تعارفات به همان دستور و معمول بود و خلافى نداشت ، بعد از صرف [ غذا ] « 3 » ، صاحبى ايلچى معاودت به منزل ، و استراحت كردند . روزى ديگر يك دو طغرا نوشته ، درباب ضبط مال شخص تاجر مراغه [ اى ] به وزراء دولت روس قلمى و ارسال پتربورغ شد . شبى از اين شبها زنان و دختران و مردهاى انگريزى كه در مسقو بودند به توسط معلم انگريزى كه در خدمت صاحبى ايلچى ميبود به ديدن صاحبى آمده ، سه چهار ساعت نشسته قهوه و چاى « 4 » و شيرينى صرف كرده ، به زبان انگريزى از هر مقوله صحبت مىداشتند . بعد هر يك به منزل خود رفتند و آن شب نيز به صبح رسيد . روزى كريل آنها كه چاپار بوده باشد ، روانهء تفليس [ شد ] نوشتجات بسيار به امناى دولت عليهء ايران و سردار تفليس قلمى و ارسال نمودند . در همان روز نوشته [ اى ] از جانب ايلچى انگريز ، سرگوراوزلى به جهت صاحبى ايلچى رسيد . هماندم جواب قلمى و ارسال نمودند . روز بعد بهجهت دلگيرى بسيار ، صاحبى ايلچى قدرى سوار گاريت گرديده به ملاحظهء كارخانجات زرىبافى و مخملبافى رفتند ، به ورود آنجا ملاحظه شد كه مخمل بسيار خوب و مخملزرى و اقسام زرىها در دستگاه چند برپا كرده مىبافتند . يك دو قسم از آنها خوب به نظر آمد و باقى معلوم بود كه دوامى و حسنى ندارد . اما يك نوع كارخانه
--> ( 1 ) - متن : كردهاند ( 2 ) - متن : اساس ( 3 ) - متن : آنها ( 4 ) - متن : چاهى